



















اینا عین واقعیته
شما باید بدونین چون نسل آینده ازتون میخواد
اگر در 45 شعبه زیر حتی یک نفر هم پیدا نشده که حتی یک رای به کسی غیر از آقای احمدی نژاد بدهد.

آقاي رضايي در 4866 حوزه و آقاي كروبي در 11240 حوزه حتی یک رای هم نیاورده اند.
محسن رضایی
از 45691 شعبه
در 4866 حوزه یعنی 11 درصد شعب 0 رای
در 4538 حوزه یعنی 10 درصد شعب 1 رای
در 3731 حوزه یعنی 8 درصد شعب 2 رای
در 20968 حوزه یعنی 46 درصد شعب کمتر از 5 رای
مهدی کروبی
در 11240 حوزه یعنی 25 درصد شعب 0 رای
در 6594 حوزه یعنی 14 درصد شعب 1 رای
در 4534 حوزه یعنی 10 درصد شعب 2 رای
در 30726 حوزه یعنی 67 درصد شعب کمتر از 5 رای
میرحسن موسوی
در 2494 حوزه یعنی 5 درصد کمتر از 5 صدم درصد آرا
در 6961 حوزه یعنی 15 درصد کمتر از 10 درصد آرا
در 11772 حوزه یعنی 26 درصد کمتر از 15 درصد آرا
محمود احمدی نژاد
در 5856 حوزه یعنی 13 درصد بیشتر از 90 درصد آرا
در 10225 حوزه یعنی 22 درصد بیشتر از 85 درصد آرا
در 14643 حوزه یعنی 32 درصد کمتر از 80 درصد آرا
بعد از هفت یا هشت بار اعلام رای حتی یک رای باطله هم اعلام نشد اما به يك باره حجم زیادی آرا باطله اعلام شد. توجهتان را به جدول زير جلب میکنم:



توضیحات عکس :
1) فیلد آخر یعنی کل آرا ماخوذه مطمئنا دارای فرمول میباشد و دلیل آن این است که کاربر از خاصیت کپی پیست و یا fill data اکسل استفاده کرده و همان فرمول را در سلولهای بعد تکرار کرده است. اما چون عدد به صورت دستی و بدون فرمول وارد شده و آن سلول مقدار ثابت به خود گرفت هاست مقادیر 65 و 211 در سلولهای بعدی تکرار شده است.
2) جمع کلی یعنی مقادیری که در صفحه 30 وجود دارد مطمئنا فاقد فرمول است و به صورت دستی وارد شده است به این دلیل که با آن مقادیر اگر فرمول میداشت باید مقدار 68088 را نمایش میداد.
3) به غیر از فیلد کل آرای ماخوذه دیگر فیلدها مقادیر درست را نمایش میدهند.
4) با توجه سه مورد بالا و مخصوصا اینکه جمع کلی کل آرا ماخوذه فاقد فرمول است نتیجه ای که حاصل میشود از این قرار است: ابتدا مقادیر کلی یعنی جمع آرا شهرستان وارد شده و مقادیر دیگر ساختگی هستند. به عبارت دیگر از اعداد از کل به جزء به وجود آمده اند.

بررسي آمار صندوقها شماره 3: در 78 صندوق تعداد آرا زیر 50 و در یک صندوق تعداد کل آرا 5 و کمتر از تعداد مسئولان آن صندوق است
جدول زیر اطلاعات 78 صندوق را نشان میدهد که آرا ریخته شده در آن کمتر از 50 میباشد

سئوال :
در ردیف 36 تعداد کل آرا ریخته شده به صندوق 5 رای میباشد و ردیف های زرد رنگ تعداد کل آرا زیر 20 میباشد و تعداد آنها 17 تاست. آیا تعداد مسئولین و نگهبانهای صندوق و مسئول کامپیوتر و مسئولین پر کردن مشخصات افراد در ته برگها از این تعداد بیشتر نیست؟
تنها نتیجه ای که میشود از این 17 صندوق گرفت این است که این صندوق ها برای رهگذران در کویرهای ایران پیش بینی شده است.
و همینطور سئوال درباره تعداد صندوق های زیر است:
تعداد آرا در صندوقها
بین 0 تا 20 ---------------- 17 صندوق
بن 20 تا 30 --------------- 19 صندوق
بین 30 تا 40 -------------- 21 صندوق
بین 40 تا 50 -------------- 21 صندوق
بین 50 تا 100 ------------- 334 صندوق
بین 100 تا 200 ------------- 1853 صندوق
جمع کل آرا زیر 100 عدد رای -- 2677 صندوق
نتیجه : احتمال اينكه ابتدا عددهای بزرگتری به صندوقهای دیگر داده شده باشد و تعداد کم آرا این صندوق ها به خاطر رسیدن به یک عدد خاص باشد وجود دارد
جمع آرا بسیاری از صندوقهای استان لرستان مضرب صد هستند که نشان میدهد مردم استان لرستان در بسته های صدتایی در انتخابات شرکت کرده. تعداد این مضربهای صد زیاد است. اطلاعات صندوقهای بی شمار استان لرستان با جمع کل آرا مضرب صدگان در عکس زیر:


ما ایرانی ها آدمهای اجتماعی ای هستیم که در اجتماعهای 50 تایی و 100 تایی زندگی میکنیم و رای میدهیم




این اختلاف غیر طبیعی است و به خاطر وجود هم عدد مثبت و هم عدد نفی, نمیتواند به دلیل جا افتادن آرا یک صندوق و یا یک شهرستان باشد.

به گزارش اختصاصی خبرنگار سرویس مجازی عبرت ، ساعاتی پیش یک فیلم کوتاه دیگر از صحنه کشته شدن ندا در سایت یوتیوپ قرار گرفت که به صورت واضح وضعیت صحنه کشته شدن وی را حداقل از نقطه نظر موقعیت نشان داده و قادر است بسیاری از تحلیلهای یک سویه و غیر تخصصی را رد کند
این تصاویر دقیقا از روی فیلم تهیه شده و با صحنه مطابقت دارد
این فیلم ضمن آنکه 2 نظریه اعلام شده از سوی پزشکی قانونی و پلیس را تایید می کند ، بخشهای دیگری که حاکی از برنامه بودن و نقش افراد بیرون از صحنه را زیر سوال جدی می برد
به گزارش عبرت سیما در برنامه ای که پخش کرد دقیقا این کلمات را گفت :
حقایقی درباره قتل ندا در تظاهرات و آشوب های تهران - ندا را چه کسی کشت؟
انتشار و پخش گسترده فیلم و عكسهای صحنه رقتانگیز جان دادن یك خانم جوان ایرانی به نام ندا صالحی آقاسلطان در اینترنت و شبكههای خبری جهان، موج خبری بسیار پرحجمی علیه كشورمان در جهان ایجاد كرده است.
فیلم و عكسهای دردناك جان دادن این خانم جوان بلافاصله پس از رخ دادن این قتل مشكوك در اینترنت پخش شد و پخش كنندگان این فیلم، كشتهشدن این مرحومه را در جریان اغتشاشات عصر شنبه (30 خردادماه) تهران و به دست نیروهای بسیجی عنوان كرده اند.
1- این درحالی است كه شنبه عصر در خیابان امیرآباد شمالی (محل این قتل هولناك) هیچ درگیری خاصی رخ نداده و درگیریهای آن ساعت در خیابان آزادی در جریان بوده است.
توضیح ما :صحنه های فیلم نشان می دهد که در خیابان منتهی به محل کشته شدن ندا درگیری شدید بوده و او در حال دور شدن از صحنه است و افرادی لباس شخصی بنا به گفته فیلم بردار عمدا اقدام به آتش زدن می کنند و حتی تصاویر موتورسواران مجهز و فردی مسلح دیده می شود
موقعیت دقیق تیر انداز از سمت خیابان
علاوه بر این هم نیروهای بسیجی و هم عوامل نیروی انتظامی در شهر، اساسا به سلاح گرم مجهز نیستند و در روزهای آشوب، صرفا با كمك باتوم یا اسپری سعی در متفرق كردن اغتشاشگران میكردند.
2-ما نیز با این نظریه موافقیم و معتقدیم که نیروهای بسیج و عوامل نیروی انتظامی به سلاح گرم مجهز نبوده اند و قبلا نیز بر این امر صحه گذاشتیم و نوشتیم که اساس یگانهای منظم ضد شورش عاری از سلاح گرم هستند و برای این مسئله نیز دلایل مهمی وجود دارد ، اما کسانی که در انتهای خیابان و محل کشته شدن ندا با موتورسیکلت در میان اتش و دود در حال عبور می باشند و بعضا مردم را تهدید می کنند و یکی از انها از جوانان درگیر می خواهد که "اگر میتوانی بیا پیش من" ،افراد لباس شخصی بوده اند که میتوان با دقت آنها را دید
این فرد یک لباس شخصی معمولی است
سیما ادامه می دهد :با گذشت 3 روز از این حادثه تلخ و تكان دهند و تشكیل یك موج خبری گسترده علیه حیثیت ملی كشورمان، متاسفانه منابع خبری رسمی داخلی هیچ اطلاعات روشن و موثقی درباره ابعاد این جنایت ارایه نكردهاند.
ندا و استادش در اواسط کوچه و در زیر پشت بام محل استقرار فیلم بردار
سكوت پلیس و مراجع رسمی خبری كشورمان باعث شده قصه پردازیهای بیبیسی و تلویزیونهای لسآنجلسی درباره هویت و نحوه كشتهشدن فجیع این مرحومه، منبع خبری رسانههای معتبر دنیا قرار گیرد به طوری كه تلویزیونهای و خبرگزاریهای معتبر بینالمللی در 72 ساعت گذشته در حاشیه كشتهشدن این خانم، اخباری كاملا سیاه و یكطرفه علیه كشورمان پخش كردهاند.
سكوت خبری در داخل از ابعاد این قتل مشكوك به حدی است كه در اینترنت اخبار متناقضی از هویت مقتول منتشر شده است و برخی شبكه های ماهواره ای با افرادی كه مدعی دوستی یا نسبت خانواددگی با این مرحومه هستند، مصاحبه تلفنی انجام می دهند و جالب اینكه اخبار مدعیان دوستی و نسبت خانوادگی با این مرحومه هركدام اطلاعات متناقضی از هویت وی به شبكه های ماهواره ای داده اند.
فیلم پخش شده در اینترنت از نحوه كشتهشدن این خانم نیز به دلایل زیر كاملا مشكوك است:
1 – محل تیرخوردن، از محل آشوبهای عصر شنبه 30خرداد بسیار دور بوده است.
توضیح : فیلم کنونی بیانگر این است که اصلا چنین چیزی نبوده و زیاد هم دور نبوده
به وضعیت تیر انداز و شکل قرار گرفتن و موقعیت محل توجه کنید، مردم به محض دیدن وی حالت فرا گرفته و می گریزند
در این صحنه و با حضور تیر انداز مسلح مردم اماده فرار شده اند
2- نیروهای انتظامی و بسیجی مستقر در تهران برای مقابله با آشوبگران، اصولا سلاح گرم همراه ندارند.
توضیح : ما نیز بر این اذعان داریم اما معتقدیم لباس شخصی ها علاوه بر اینکه وجدان نداشتند ، سلاح حمل می کردند ، بی سیم داشتند و به سپر و گاز و باتوم مجهز بودند و گزارش مجلس نیز موید این مسئله است و صحنه های فیلم نیز نشان می دهد که انها با آزادی کامل در حال عبور از خیابان و تهدید اجتماع کنندگان هستند
این تصویر و گارد فرد و شیوه قرار گرفتن و به حالت بودنش بیانگر این است که او مسلح بوده و فیلمبردار دقیقا همینجا می گوید ....."".الان تیر اندازی می کند""" و مردم نیز به تناسب شرایط در حال فرار هستند
3 – بعد از بلند شدن صدای تیر و اصابت گلوله به یك نفر در خیابان، معمولا اطرافیان بلافاصله به روی زمین دراز میكشند و سعی در نجات جان خود از اصابت تیرهای بعدی دارند اما در این فیلم، بعد از تیرخوردن این خانم جوان، چندین عكاس و فیلمبردار با خونسردی به فیلمبرداری مشغول هستند
توضیح: در فیلم همانگونه که مشاهده می شود در هنگام بلند شدن صدای تیر همه به اطراف فرار می کنند و حتی تصویر بردار که کاملا روشن است فردی آماتور است به پایین می رود
4 – سوژه قتل طوری انتخاب شده كه تا حداكثر ممكن، افكار عمومی بسیاری را تحت تاثیر قرار دهد. خانم، جوان، خوشرو، دانشجو. همچنین اگر به فیلم دقت شود مدتی قبل از اصابت گلوله، دوربین روی مقتول بوده است؛ به شکلی که این حرکت برنامه ریزی شده بنظر می رسد.
توضیح : سوژه ای در کار نبوده و ندای بخت برگشته در حالی که از پشت سر خودش بی خبر بوده و در حال دور شدن از صحنه مورد اصابت همان تک گلوله ای قرار می گیرد که صدایش به روشنی شنیده می شود و همراه ندا هم که موسیقیدان بوده به جهت آشنایی با اصوات دقیقا صدایی را تشریح می کند که در فیلم قابل استماع است
وی در فیلم سیما دقیقا می گوید: صدای گلوله مثل یک ترقه بود اما خیلی صدای تیزی داشت
ندا و استادش در حال عبور از میان معترضین و رفتن به نقطه امن هستند
۵ – فیلم و خبر كشتهشدن این مرحومه با آب و تاب از نحوه كشتهشدن و حتی اطلاعاتی از قاتلان بلافاصله در اینترنت پخش شده و هواداران مجاهدین خلق در اروپا و آمریكا بلافاصله با چاپ عكسهای بزرگی از این مرحومه، تظاهرات راه انداخته اند و نیروهای امنیتی كشورمان را خشن و خونخوار معرفی می كنند.
توضیح : ما نیز بر این اعتقاد هستم که با وقوع این واقعه سوژه ای عاطفی به دست بیگانگان افناد و منافقین پست هم از آن نهایت استفاده را کردند اما ای کاش جلوی اینگونه حوادث گرفته شده بود
۶ – فیلم تكاندهنده این جنایت، شنبه شب در اینترنت قرار گرفته و روز یكشنبه بسیاری از كاربران اینترنتی و بینندگان ماهواره آنرا دیدند. زمان انتخاب شده برای پخش این فیلم هم بسیار مشكوك است چرا كه از روز یكشنبه 31 خرداد با حضور موثر پلیس و نیروهای بسیجی در میادین و چهارراههای تهران، آشوبها فروكش كرد و سازمان دهندگان آشوب برای گرمنگه داشتن فضا، به شدت به یك شوك روانی برای تهییج مجدد معترضان نیاز داشتهاند.
به این موارد می توان کیفیت بالای فیلم را هم اضافه کرد که نشان می دهد با تلفن همراه گرفته نشده بلکه توسط دوربین هدنی کم فیلمبرداری صورت گرفته است.
توضیح: اگر تمام این فرضیات ساخته شده سیما را بپذیریم که بدون دلایل تخصصی بیان گردیده ، آیا این فیلم و فیلم بردارانش که مشخص است افرادی معمولی و ساکن محل هستند چه معنایی می دهد
مجموعا با توجه به سوء استفاده پر سر و صدای شبكههای ماهوارهای و رسانه های غربی از فیلم قتل ناجوانمردانه این هموطن، انتظار میرود مسوولان انتظامی اولا واقعیتهای این حادثه نفرتانگیز را كاملا شفاف و روشن برای افكار عمومی داخل (و تا حد امكان خارج) تشریح كنند و ثانیا در اسرع وقت عاملان این جنایت فجیع را دستگیر و به دست قانون و عدالت بسپارند. (منبع: الف)
****
عامل تيراندازی به ندا صالحی تحت تعقيب است
يك مقام آگاه از تعقيب عامل تيراندازي به ندا صالحي آقاسلطان خبر داد و گفت: مأموران نيروي انتظامي به سرنخهايي درباره عامل اين تيراندازي دست يافتهاند.
اين مقام مسئول در گفتوگو با فارس با اشاره به سرنخهايي كه از عامل تيراندازي، نوع اسلحه و گلوله و چگونگي شليك بهدست آمده، افزود: با تحقيقات به عمل آمده از طريق دوربينهاي حاضر در صحنه، اظهارات شهود، بررسي محل حادثه، شناسايي و بازجويي از افراد حاضر در صحنه و گزارش پزشكي قانوني، مشخص شده است فردي به وسيله يك اسلحه قاچاق به طرف تني چند از حاضران در خيابان كارگر شمالي تيراندازي ميكند كه يكي از اين گلولهها از پشت به ندا صالحي اصابت ميكند.
اين مقام در ادامه افزود: تحقيقات نيروهاي امنيتي و انتظامي براي كشف اين ماجرا كه آيا تيراندازي به سوي ندا صالحي به صورت كور يا هدفمند بوده، ادامه دارد.
وي در پايان تأكيد كرد: در هفتههاي اخير، نيروهاي امنيتي و انتظامي كشور دهها قبضه اسلحه قاچاق از نوع اسلحهاي كه به سمت ندا صالحي شليك شده، از قاچاقچيان سلاح و در برخي منازل تيمي گروهكها كشف كردهاند كه اين محمولهها عمدتاً از مرزهاي غربي وارد كشور شده بودند
توضیح : جهت استحضار این مقام و آن مقام عرض می کنیم که سلح قاچاق هست اما هزاران اسلحه کمری با مجوز غیر سازمانی نیز هست و ضمنا خیلی ها هم سلاحههای متفرقه در اختیار داشته اند اما در انی صحنه فرد مشخصی که در معیت تیم مشخصی در حرکت است دیده می شود بنابر این با این سرنخ دیگر میتوان قاتل را یافت
او هرکه باشد باید مجازات شود و بحمدالله در این مسئله همه اتفاق نظر دارند و بهتر است بجای انداختن توپ در زمین این و آن همانگونه که قبلا گفته شد کار به پلیس آگاهی سپرده شود تا همه چیز روشن گردد
ضمنا اگر کسی بدنبال حقیقت است سرنخش را میتوان در حمله به کوی سبحان و کوی دانشگاه یافت ، اگر کسی از آن اراذل و اوباش تا کنون دستگیر شده باشد میتوان حقیقت را یافت ، مگر آنکه از شیوه های رومانیایی در فیلم کمیسر متهم می کند در برخورد با اعتراضات استفاده شده باشد
اما فیلم اخیر که ما فقط لینکش را در اختیار داریم و بدلیل نداشتن امکانات فنی ننتوانستیم آنرا برای نمایش آماده کنیم اینگونه است :در این فیلم که توسط یک فیلمبردار آماتور و از روی پشت بام تهیه شده ، بر خلاف تحلیل مطرح شده ، ندا و مردی که همراهش بوده در جهت مخالف ، از صحنه درگیری که نزدیک به 500 متر با انها فاصله داشته در حال دور شدن است
در صحنه های گرفته شده ، هیچ آثاری از فیلمبردار و یا سناریوی کشتن او دیده نمی شود و به وضوح روشن است که ندا و استادش از گوشه کوچه به آرامی می گذرند و از برخوردها فاصله می گیرند
دقایقی بعد فردی که لباس شخصی به تن دارد ، و ظاهرا به همراه تعدادی لباس شخصی موتور سوار است در مقابل کوچه قرار می گیرد و اسلحه را خارج و به سمت حاضرین در کوچه نشانه می رود
خانم فیلمبردار فریاد می زند :الان می زنه یعنی شلیک می کنه
و متعاقبا فرد مذکور اقدام به شلیک گلوله ای می کند که با آنچه استاد
ندا گفته مطابقت دارد ، در این زمان ندا نیز در حال رفتن است و اظهار نظر پزشکی قانونی که گفته بود وی از پشت مورد اصابت گلوله قرار گرفته است مقرون به صحت می آید
تصویر بردار دقیقا نشان می دهد که تیر انداز از سر کوچه شلیک می کند و هیچ فرد مشکوک دیگری نیز در محل دیده نمی شود
با اینهمه امید است که با بدست آمدن این تصاویر مسئولان مربوطه نسبت به شناسایی قاتل اقدام نمایند
دیدن این صحنه ها به صورت قاطع تمام آنچه سیما بعنوان سناریو مطرح کرد دستخوش تحول می کند
در عین آنکه تیر انداز یک موتور سوار بوده و در نزدیکی ندا به سر می برده و مردم او را گرفته اند و کارت بسیج داشته نیز مردود تلقی می شود
لیکن در ا ینکه ضارب یکی از لباس شخصی های همراه موتورسوارن بوده و مجهز به کلت را می شود مشاهده کرد و کارشناسان اسحه با مشاهده صحنه و برد سلاح و صدای ان کاملا مسئله را کشف می کنند
http://www.youtube.com/watch?v=asv7nFFbw54
قلم - بیانیه شماره 9 مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان لحظاتی پیش صادر شد. به گزارش قلم نیوز متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همانگونه که انتظار میرفت شورای نگهبان، پس از نمایشهایی که توجه هیچکس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلبها و تخلفهای صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنوارهای که تجدید حیات ملت ما را مژده میداد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنهها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خونهای ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلمهای شکسته، روزنامههای بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بیاعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو مینشیند و دستاندرکاران این ماجرا با صورتحساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو میشوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟
از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر میبرد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمیپذیرد. دولتی با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تدوام سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.
خطر در پیش است. نظامی که به مدت سیسال به اعتماد مردم متکی بود نمیتواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی میرساند، ما نیز با منکران آن همصدا میشدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش میکنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمیدهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.
باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز میتوان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است. فرزندان انقلاب را از زندانها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایدهای ندارد. مردم چگونه میتوانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند میکند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمیگذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.
باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.
به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم میخواهیم ایمانهای مذهبیشان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته میشود؟
به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمانهایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینهتوزی که میشناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامهریزی و تصمیمات خلقالساعه فردی اداره نمیتوان کرد.
به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کردهایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.
مردم به حکومتی اعتماد میکنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهمترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمیشوند.
به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندانهای امنیتی باز میکنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه، هرکسی را از دایره خودیهایمان دور میکنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد میگیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیکپوش است. آنقدر از دور خود میرانیم تا این که تنها میمانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز میکند و به صرف شهادت زبانی، انسانها را در دایرۀ خود میآورد.
چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشتساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟
مردم!
ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدنهای گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بیننسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه ناامیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز به روز بیشتر میشد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصهای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمیبست میتوانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعدهاش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور میدید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.
ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرتپراکنی و پروندهسازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده میشود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجیگری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسانها را ارج مینهد و اصل میداند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوششهای خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستورهای از تحقق آرمانهایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچکس نمیتواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایهای اندوختهایم که پشتوانه و بستر حرکتهای آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرتهای مردم و واقعیتهای تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سالها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
تمامی تلاشهایی که این روزها در مخالفت با شما صورت میگیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست. به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهنترین تمدنها زاده شدهایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جادهای به درازای تاریخ همه بشریت قدم میزنیم. در این جاده چه بسیار ملتها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سختترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما میتوانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیشبینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیشبینیها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزارهها زنده نگه داشته است چنین کردند. بهویژه با جوانان میگویم که اگر میخواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینههای خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن میکند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در میآورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافههای واهی نیست، و الا نمیتوانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصلهای با اسلام ندارد، به این خاطر است. ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام دادهاید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیتهای پاک ادای وظیفه میکنند تنها بگذارد.
امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمیگیرد و تنها زمانی در ما تحکیم میشود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانههایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.
مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمیپسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجهای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:
- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست ساله شما با استبداد و عقبماندگی است. جمهوری اسلامی نظامیاست که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصیلش به اجرا درآید تمامی خواستههای ما را در بر میگیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسهای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیتهای ارزشمند تحقق نایافتهای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبهای ملی درآید.
به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواستههای به حقش، که از زبان امام راحل بیان میشد، مجبور به ساختارشکنی گردید. به همه نهادهای تصمیمگیر در نظام توصیه میکنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را میدانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید میکنم که تعلل در محقق ساختن آرمانهایی چون قانونگرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیتسوز است.
- اسلام آن پوستین وارونهای نیست که برخی مخالفان شما پوشیدهاند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم میستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازیها و کجاندیشیهای آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائیبخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچکس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- ما در برههای و گریوهای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راهحل بسیاری از مشکلات ما قانون است. درست است! قانون همیشه بیعیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسانها با هم میبندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون اساسی را زیر پا میگذارد، به خلاف نص این میثاق ملی شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم میکند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچهای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بیشمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار میدهد. درست است! متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفتهاند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شدهایم یک مشاجره و تلافیجویی نیست. ما را عصبانیت یا جاهطلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا میدانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوششمان به ثمر میرسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است. این شالودهای است که امروز صبورانه میریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت میکنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای دادهاند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل میشوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آیندهای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابانها کتک زده است، سعادتمندتر، معنویتر، سالمتر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کردهایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهلبیت نور، اهل بیت راستی، اهلبیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند میدهد.
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجهای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحیاندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا میکوشند خداوند آنان را به راههای خود هدایت میکند. به عنوان نمونههایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بیکرانةتان مستولی میکرد و یا در خلال آنها ظرفیتهای ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون میشد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راهکارهایی بکر و موثر پیشپای ما قرار دهد، میدانهای گستردهای برای عمل در مقابل ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.
در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین میخواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه میتوانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیتزدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشنتر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پیآمدهای تلخ آن از دست برود.
در ایامی که گذشت شخصیتها و گروههایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمیشد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.
گروهی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلبها و تخلفهای انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع میپیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:
- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی
- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بیطرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند
- رعایت اصل 27 قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات
- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها
- فعالیت مجدد سایتهای خبری مستقل
- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیامهای کوتاه، و جلوگیری از قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر
- توقف برخوردهای یکجانبه، افترا، دروغپردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور
- برخورداری از کانالهای مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور
- صدور مجوز برای تشکیل جمعیتهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی
- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پروندهسازیهای جعلی امنیتی و دخالت ندادن پروندههای جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند، به ویژه کسانی که در حوادث ناگوار هفتههای اخیر صدمه دیدند درود میفرستم. همچنین مقام شهیدانی را که به جرم حقخواهی و آزادیطلبی در خون خود غلطیدند ارج مینهم و از خداوند بزرگ برای خانوادههای عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.
میر حسین موسوی
10/4/88
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته است
اعتراض مردم سرکوب شده، کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام زده می شود؟!
سید محمد خاتمی در دیدار با خانواده های دستگیر شدگان دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری گفت: علاقمند بودم امروز می توانستم همه خانواده هایی که در سراسر کشور عزیزانشان در بند هستند و هیچ فریادرسی ندارند را از نزدیک در یک جمع ببینم و ضمن تشکر از نجابت و صبوری آنها و تلاشهای عزیزانشان که به طور قطع در جهت آرمانهای انقلاب و ارزش های تحریف نشده نظام بوده به یکایک آنها عرض ادب و احترام کنم و مراتب همدلی خود را با آنها ابزار کنم. همانطور که وظیفه داشتم با خانواده هایی که عزیزانشان در جریان اعتراضات آرام مردمی بی رحمانه به شهادت رسیدند و حتی از برگزاری مجلس بزرگداشت هم محروم شدند دیدار کنم و حضورا تسلیت بگویم. تعداد این عزیزان کم نیست، این را آمارهای رسمی و غیررسمی می گویند.
نظام جمهوری اسلامی باید حتی نسبت به ریختن یک قطره خون هم حساس باشد و با دوراندیشی و احساس مسؤولیت به مسأله رسیدگی کند، نه اینکه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم حرکت آرام و هوشمندانه مردم را اغتشاشی که توسط چند نفر از بیرون نظام هدایت می شود بخواند. این توهین به شعور و بلوغ سیاسی مردمی است که با رأی خود برای تغییر ساز و کارهای غلط به عرصه آمدند، نه برای تغییر نظام و اعتراضشان هم به این بود که سرنوشت رأیشان چه شده است؟
تلاش ما در تمام این مدت دعوت مردم به حضور در صحنه انتخابات بود و احساسمان این بود که ما هم جزئی از نظامیم؛ البته با تعریفی که از نظام داشتیم و هنوز هم اعتقاد داریم هر خودسری نباید به نام نظام انجام شود.
تعریف ما از نظام جمهوری اسلامی نظامی است که مردم در آن محور و مدارند و بزرگترین سرمایه آن اعتماد مردم است و وظیفه خطیر حاکمیت صیانت از آراء مردم است.
در سفرهای مختلفی که در جریان انتخابات داشتم مردم از من می پرسیدند تضمین شما برای صیانت از آراء ما چیست؟
بخش قابل توجهی از مردم به دعوت ما به صحنه آمدند اما با این نتیجه و این برخوردها مطمئن باشید دیگر نه ما می توانیم با اطمینان کسی را به حضور در صحنه دعوت کنیم و نه دیگر کسی حرف ما را خواهد پذیرفت.
اگرچه من هم مانند شما نگران عزیزانی که دستگیر شده اند هستم و از مرگ تعداد زیادی از هموطنانمان داغدار، اما نگرانی اصلی همه ما از میان رفتن اعتماد مردم به عنوان بزرگترین پشتوانه و سرمایه نظام است.
پیشنهاد مشخص ما برای برون رفت از این وضعیت تشکیل یک هیأت کاملا بی طرف برای بررسی تمامی جوانب این انتخابات بود تا پس از بررسی دقیق و موشکافانه اگر به تخلفی پی برد نظام با شجاعت به آن اعتراف کند و اگر مسأله ای در میان نبود با استدلال منطقی اذهان مردم اقناع شود.
فلسفه انتخابات با همه هزینه هایش این است که نماینده مردم بر مسند امور گماشته شود، اما زمانی که ذهن جامعه از نتایج انتخابات اقناع نشده است فلسفه اصلی انتخابات زیر سؤال خواهد رفت و نظام شکست خواهد خورد.
متأسفم از اینکه اعلام کنم جرم شما و عزیزانتان این است که در ایران ماندید و برای تقویت نظام و تأمین حقوق مسلم مردم تلاش کردید و اینک باید مورد بی مهری و کم لطفی قرار گیرید.
کسانی که لب به اعتراض گشودند دلسوز ایران بودند، دلسوز نظام بودند. خیرخواهان هم متفق بودند که برای داوری درباره انتخابات به مرجعی که بی طرف نیست اکتفا نکنید.
تشکلهای رسمی و ریشه دار انقلاب از وزارت کشور برای برگزاری تجمعی قانونی در اعتراض به نتایج انتخابات درخواست مجوز کردند. اما عدم صدور مجوز از یک سو و بستن تمام راههای ارتباطی خیرخواهان و بزرگان با مردم باعث شد آن حضور میلیونی که از حیث جمعیت از بزرگترین راهپیمایی های انقلاب چیزی کم نداشت اتفاق بیافتد، در کمال آرامش، بدون شعار و تنها با این پیام که سرنوشت رأی ما چه شد؟
و پاسخ حکومت به این حرکت بزرگ مردمی چه بود؟! ریختن خون مردم، امنیتی کردن فضای جامعه و اتهام زنی به خیرخواهان نظام.
واقعا جای تعجب دارد که موسوی عزیز که از سرمایه های نظام است و در ایمان و تدین و پایبندی او به راه امام شکی نیست، امروز با ایجاد فضایی کاملا یک طرفه و با بستن تمامی راههای قانونی ارتباطی بر روی جامعه و در فضای تبلیغاتی مسموم صدا و سیما و روزنامه های دولتی که از طریق آن ها فقط سم در جامعه پراکنده می شود با انواع اتهامات بی اساس آماج حمله قرار گرفته است! مگر ایران چند نفر مانند مهندس موسوی و آقای کروبی دارد؟
امکانات مخابراتی، اینترنت و مطبوعات را به شدت محدود کرده اند و در فضایی کاملا بسته و امنیتی که هر روز دهها نفر در کمال بی خبری دستگیر می شوند رسانه به اصطلاح ملی بارها و بارها صحنه های خاصی را نشان می دهد تا از آن برای تحریک احساسات بخشی از جامعه بهره برداری کند و آنگاه انگشت اتهام را به سوی مردم نشانه می گیرند که چرا برای دریافت اخبار و اطلاعات به منابع دیگر رجوع کرده اند!
میلیون ها نفر از مردمی که صدا و سیما مرتب از حماسه آنان دم می زند به نشانه اعتراض و در حالی که تمام راههای قانونی به روی آنها بسته شده به صحنه آمده اند، دهها نفر کشته شده اند و صدها نفر مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند! کجاست صدا و سیما که این ها را به جامعه نشان دهد؟ مسلم است که در این فضا افراد معدودی هم سوء استفاده خواهند کرد، اما نه زن و مرد و پیر و جوانی که برای نشان دادن اعتراض خود با سکوت به خیابان آمده اند.
من با تمام احترام و علاقه ای که به آیت الله شاهرودی دارم به صراحت می گویم آنچه امروز شاهد آن هستیم خلاف بند بند بخشنامه ای است که خود شما تحت عنوان حقوق شهروندی صادر کردید و مجلس ششم آن را به عنوان قانون تصویب کرد. وظیفه قانونی و شرعی شما بود که به عنوان رئیس قوه قضائیه از ابتدای بروز این حوادث با جدیت اعمال مسؤولیت می کردید و در مورد نحوه بازداشتها، اختیار وکیل، شرایط زندانیان و بازجوییها قانون شکنان خشونت گرا را موظف به رعایت قانون و شرع می فرمودید. اگرچه تشکیل هیأتی برای رسیدگی به این موضوع پس از یک هفته جای امیدواری است ولی اعمال مسؤولیت شما یعنی آزادی این جمع کثیر، رسیدگی به تمام افتراهایی که به شخصیتها و سرمایه های نظام زده شده، توهین هایی که به مردم شده.
من هرگز چه در زمان مسؤولیتم و چه حالا از عمل مجرمانه دفاع نکرده ام، ولی شما مسؤولید به حکم وظیفه پیگیری کنید تا این نگرانی رفع شود.
مگر هرکس می تواند به هر صورت خواست مردم را بازداشت کند، بعد آنها را بازجویی کند و بدون اینکه کسی اطلاع از نحوه برخوردها و فشارهای وارده به آنها داشته باشد تواب سازی و اعتراف گیری کند و پیش از اینکه در دادگاهی صالح این اعترافات بی اساس و بی ارزش به قضاوت گذاشته شود آنها را در سطح جامعه منتشر کند و دستگاه قضایی اظهار بی اطلاعی کند؟!
اگر اینچنین است تکلیف بر همه ما روشن است.
اگر معتقدید جرمی واقع شده مکلفید به صراحت قانون متهم را با رعایت تمام حقوق شهروندی و با ارائه حکم قضایی که دال بر طرح شکایت حقیقی یا حقوقی از وی باشد بازداشت کنید، به او حق انتخاب وکیل بدهید، و آنچه قانون اساسی به عنوان حقوق یک شهروند برشمرده برای او فراهم آورید و در دادگاهی صالح به جرمی که ادعا شده رسیدگی کنید، نه اینکه به این شکل فله ای علاقمندان به نظام و ایران توسط عده ای که هیچ کس مسؤولیت کارشان را به عهده نمی گیرد دستگیر شده، تحت فشار قرار گیرند و دستگاه قضایی و اطلاعاتی کشور رسما اظهار بی اطلاعی کند؟
دلسوزان نظام از هر دو جناح در مورد نتایج اعلام شده انتخابات یک صدا گفتند اعتراض مردم باید مورد توجه قرار گیرد و با اکتفا به قضاوت مرجعی که بی طرفی اش با جانبداری چند تن از اعضاء سرشناس آن از یک طرف این ماجرا به کلی زیر سؤال رفته جامعه اقناع نخواهد شد و نشد و مرحمی بر این زخم نخواهد گذاشت و نگذاشت.
حالا همه از فضای آرام سخن می گویند.
فضا چگونه باید آرام شود؟ با ادامه این دستگیریها، با امنیتی کردن بیشتر فضا؟! آشتی ملی به این ترتیب؟!
واقعیت این است که جامعه از نتیجه ای که اعلام شده اقناع نشده است.
اگر خواهان آرامش در جامعه ایم، باید مسببین این خشونتها و دستگیریهای غیرقانونی به سرعت شناسایی و به مردم و مراجع قضایی معرفی شوند و این فضای زشت امنیتی برداشته شود.
بعد در آرامش همه چیز را بسنجیم و ببینیم که چه کسانی شرایط برد برد را برای نظام به باخت باخت تبدیل کردند.
در فضایی که خشونت حاکم شد عقل رخت بر می بندد و مسبب تمام این خساراتی که متوجه ایران و جمهوری اسلامی شد بانیان این خشونت هستند.
آنانکه اعتراض مردم را سرکوب می کنند بزرگترین پشتوانه نظام را از بین برده، فرصت را برای سوء استفاده بیگانگان و مغرضان فراهم می کنند، نه کسانی که مردم را به صحنه فراخوانده و خواهان رسیدگی به اعتراض مردم در فضایی بی طرف و مورد اعتماد جامعه هستند.
کسانی که باید مدافع حقوق مردم باشند آن ها را تحقیر می کنند و با به کار بردن الفاظی سخیف و عجیب احساسات بخشی از جامعه را تحریک کرده اند و بزرگترین تهمت ها و اهانت ها را به چهره هایی که هر یک سرمایه نظام هستند روا داشته اند مجرم اند، نه عزیزان شما که جرمشان دفاع از حق مردم برای تعیین سرنوشت خود بوده و از آراء مردم دفاع کرده اند.
در فضایی تبلیغاتی که مدام از آن سم به جامعه تزریق می شود حرکت مترقی و آرام مردم به اغتشاش و انقلاب رنگی با منشاء بیگانه تعبیر می شود و چهره هایی که همگی سابقه ای روشن دارند، با اعمال روشهای غیرقانونی و غیرشرعی دستگیر می شوند و هدف پروژه نخ نمای تواب سازی و گرفتن اعترافات بی اساس و نمایشهای تلویزیونی قرار می گیرند و شاهد رفتارهای زشتی هستیم که سالها پیش ریشه آن لااقل در وزارت اطلاعات کنده شد و آنگاه دم از آشتی ملی و فضای آرام می زنیم؟!
این حرفهای بی اساس یعنی چه؟ براندازی و انقلاب رنگی یعنی چه؟
اگر این فضای مسموم تبلیغاتی و امنیتی ادامه پیدا کند، با توجه به آنچه انجام گرفت و یک طرفه اعلام شد باید بگوییم کودتای مخملین علیه مردم و جمهوریت نظام صورت گرفته.
با وضعی که ایجاد شده اگر اعتماد عمومی به جامعه بازنگردد هیچ کس دیگر دعوتی از سوی خیرخواهان برای حضور در صحنه را نخواهد پذیرفت. حتی اگر فقط ده درصد از جامعه به حاکمیت بی اعتماد شده باشد فاجعه است، در حالی که هر نگاه واقع بینی می بیند که دامنه بی اعتمادی بسیار گسترده تر است.
فضای آرام زمانی ایجاد می شود که اعتماد مردم جلب شود و بدانند بر سر آرائشان چه آمده، ضاربین و قاتلین مردم بی گناه شناسایی و محاکمه شوند و خسارت های مادی و معنوی جبران شود.
همه شما را که مؤمن، معتقد و دلسوز ایران و جمهوری اسلامی هستید به صبر دعوت می کنم.
هیچ کار درستی به نتیجه نمی رسد مگر با صبر و تحمل. به خدا توکل کنید و با تمام توان از مسیرهای قانونی حق مسلم خود را مطالبه نمایید.
مطمئن باشید من هم همانطور که تا به حال اقداماتی کرده ام باز هم از هیچ کوششی فروگذار نخواهم کرد و امیدوارم مجموعه نیروهای نظام با تدبیر و دلسوزی و عقلانیت این اعتمادسازی را جدی بگیرند و امیدوارم آیت الله شاهرودی در ماههای آخر مسؤولیتشان در قوه قضائیه با اعمال مسؤولیت سریع و قاطع زمینه آزادی عزیزانتان و جلوگیری از ادامه این خشونت ها را فراهم آورده و باقیات الصالحاتی برای خود به جای گذارند.
نباید تصور کرد که با سرکوب اعتراضات مردم اقناع می شوند، اعتراضی که سرکوب شود ادامه خواهد یافت اگرچه ممکن است شکل آن تغییر یابد. ابراز نظر و اعتراض حق مردم است و حکومت موظف است آن را پاس دارد.
در آغاز این دیدار خانواده دستگیرشدگان که اکثرا فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلا هستند پس از شرح چگونگی و زمان دستگیری آنها، ضمن ابراز نگرانی از وضعیت نگهداری عزیزانشان و با اعلام بی خبری کامل از شرایط روحی و جسمی آنها که تنها با یک تماس تلفنی کوتاه حیات خود را اعلام کرده اند خواستار آزادی هرچه سریعتر عزیزانشان شدند که با تلاش و کوشش شبانه روزی و تشویق مردم برای حضور در صحنه انتخابات، حماسه ای بزرگ را در تاریخ آفریدند و اینک در کمال ناباوری به عنوان عوامل بیگانه تحت فشار قرار گرفته اند تا در نمایشهای تبلیغاتی به گناه های ناکرده اعتراف کنند و پاسخ مسؤولان دستگاه قضایی به دادخواهی به حق آنها تنها اظهار بی اطلاعی و بعضا جملاتی است که با نوعی تحقیر شکننده همراه است.
خانواده های فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و وکلای دستگیر شده، ضمن محفوظ دانستن حق اعتراض خود به آنچه امروز شاهد آن هستند، از ایجاد شکافی عمیق میان راه و اندیشه های حضرت امام و مسیری که جمهوری اسلامی در صورت ادامه این روند در آن قرار می گیرد ابراز نگرانی جدی نموده، خواستار ورود خیرخواهان و عقلای جامعه و به ویژه یاران و نزدیکان حضرت امام به صحنه و جلوگیری از بروز انحرافی شدند که می تواند انقلاب و اسلام را با خطرات جدی روبرو کند.
برگرفته از سایت خاتمی